عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٥ - حكم صورتى كه حاكم به شهود شك داشته باشد
ترجمه:
تذكّر:
مدّعى براى احضار شهود خود كه از حاكم مهلت خواسته و جهت آن عازم رفتن است نمىتواند از حاكم بخواهد كه از منكر كفيل طلب كند يا او را وادار كند كه با وى ملازم و همراه باشد مبادا ظرف اياب و ذهاب او منكر فرار كند.
حكم احضار شهود توسّط مدّعى
اگر مدّعى شهود خود را حاضر نمود و عدالت آنها نزد حاكم محرز بود وى مىبايد بر طبق شهادت آنها حكم نمايد و در صورتى كه ايشان را فاسق بداند حكم را بايد ترك كند و اگر از نظر عدالت و فسق مجهول الحال باشند بايد از مدّعى بخواهد كه آنها را تزكيه و تعديل نمايد.
و پس از تعديل شهود بواسطه مدّعى از منكر بخواهد كه اگر جارح دارد حاضر نمايد در صورتى كه منكر جهت استحضار جارح مهلت بخواهد وى را سه روز مهلت دهد و اگر منكر نتوانست جارح را در اين مدت حاضر كند حاكم بر عليه وى و بنفع مدعى بايد حكم كند مشروط به اينكه مدّعى خواهان حكم باشد.
حكم صورتى كه حاكم به شهود شك داشته باشد
اگر حاكم نسبت به شهود مدّعى ترديد و شك داشت آنها را از هم متفرّق ساخته و از هريك بطور عليحده مشخصات قضيّه را سؤال نمايد چنانچه در گفتار با هم اختلاف داشتند شهادتشان ساقط مىشود.
لازم به توجه است كه بر قاضى مكروه است در جائى كه شهود از اهل بصيرت و كمال هستند ايشان را تفريق نموده و بدين وسيله آنها را در مشقت و تنگنا قرار دهد چنانچه غير تفريق از انحاء ضيق را شايسته نيست در حق آنها ملاحظه نمايد.